رکورد قبلیرکورد بعدی

" ارزيابي و مقايسه روش‌هاي گوناگون خشکه‌کاري و نشاکاري برنج در کشور "


شماره شناسایی : 18873665
شماره مدرک : ۶۱۴۸۱
نام عام مواد : [گزارش نهایی -عادی]
شناسه افزوده : دهقان، الياس
: تاکي، اورنگ
: صادق نژاد، حميدرضا
: حبيبي اصل، جعفر
: گازر، حميد رضا
: عباسي، فريبرز
: ورجاوند، پيمان
: رمضاني، احمد
: ميران زاده، مختار
: رحماني اندبيلي، صفت اله
: کياني، علي رضا
: يوسفي، روح اله
: گيلاني، عبدالعلي
: باقري، محمدرضا
: توکلي، محمود
: اصلاحي، محمدرضا
عنوان اصلي : ارزيابي و مقايسه روش‌هاي گوناگون خشکه‌کاري و نشاکاري برنج در کشور
نام نخستين پديدآور : دهقان، الياس
عنوان اصلي به زبان ديگر : Evaluation and Comparison of different dry-bed farming and transplanting systems for rice cultivars in Iran
وضعیت انتشار : کرج: موسسه تحقيقات فني و مهندسي کشاورزي، ۱۴۰۱
فروست : شماره ثبت ۶۱۴۸۱ مورخ ۱۴۰۱/۰۲/۱۳۶۱۴۸۱
: شماره طرح : 0-14-14-015-990352
: سامانه سمپات
توصیفگر : برنج
: روش کاشت
: خشکه‌کاری مستقیم
: کپه‌کاری
: ارزیابی اقتصادی ‏
خلاصه یا چکیده : به طور سنتی، کاشت برنج در فصل تابستان به روش نشاکاری در زمین گلخرابی شده و با روش آبیاری غرقابی دائم، با ‏مصرف مقدار زیادی آب، انرژی و نیروی کارگری انجام می‌شود. در سال‌های اخیر، با وجود کمبود آب آبیاری و محدودیت‌های ‏ایجاد شده در اغلب مناطق برنج‌خیز کشور، سطح زیر کاشت برنج به دلیل درآمد اقتصادی فراوان، افزایش یافته است. یکی از ‏روش¬های کاهش مصرف آب در تولید برنج، کاشت مستقیم بذر در زمین اصلی (خشکه‌کاری) است. این تحقیق برای انتخاب ‏روش کاشت مناسب برای خشکه‌کاری برنج در استان‌های گلستان، خوزستان، اصفهان و گلستان به مدت یک سال و به ‏‏صورت طرح بلوك‌‌هاي كامل تصادفي در سه تكرار انجام شد. شش ‏روش‌ کاشت شامل، کاشت بذر در بستر مسطح با خطی‌کار ‏غلات(‏P1‎‏)، کشت بذر روی پشته¬ با کارنده جوی و پشته‌کار غلات(‏P2‎‏)، کپه‌کاری بذر روی پشته(‏P3‎‏)، کشت نشایی مرسوم ‏‏+ آبیاری غرقابی دائم (شاهد)(‏P4‎‏)، کپه‌کاری بذر در بستر مسطح (‏P5‎‏) و کشت نشای گلدانی روی پشته(‏P6‎‏) از نظر ‏شاخص¬های اقتصادی، فنی، عملکرد محصول و حجم آب آبیاری مقایسه شدند. تیمار ‏P5‎‏ به دلیل تأمین نشدن ماشین کارندۀ ‏ کپه¬کار و تیمار ‏P6‎‏ به دلیل از بین رفتن همۀ¬ نشاها در زمین اصلی (با وجود آبیاری بی¬درنگ پس ‏ از انتقال ‏نشاها) از آزمایش حذف شدند. در اصفهان و گلستان به ترتیب رقم فیروزان و طارم و در خوزستان سه رقم چمپا، عنبوری و ‏هوازی کشت شد. روش آبیاری در تیمارهای خشکه¬کاری به صورت متناوب و در تیمار شاهد (‏P4‎‏) به صورت غرقابی دائم بود. ‏مقدار مصرف بذر در روش¬های کاشت ‏P1‎‏ و ‏P2‎‏ برابر با 100 کیلوگرم بر هکتار، در ‏P3‎‏ برابر با 5 بذر در هر کپه و برای ‏P4‎‏ ‏‏(شاهد) در استان‌های ‏ خوزستان و اصفهان به ترتیب برابر 40‏ ‏ و 100 کیلوگرم بود. ‏ در ‏P3‎، ‏P4‎‏ و ‏P5‎، فاصلۀ بین نشاها (آرایش کاشت) مطابق دستورالعمل ارائه شده توسط مرکز تحقیقات کشاورزی آن استان بود. ابعاد هر ‏کرت آزمایشی10×4 متر بود. افزون بر مقایسه اقتصادی تیمارها، شاخص‌های مدت زمان لازم و ظرفیت مزرعه‌ای روش کاشت، ‏مقدار مصرف و بهره‌وری آب، تعداد بوته سبز شده در متر مربع، درصد سبز شدن بذرها، ‏تعداد خوشه در متر مربع، تعداد دانه ‏در خوشه، وزن هزار دانه و عملكرد شلتوک اندازه¬گیری شد. ‏ نتایج شاخص‌های فنی نشان داد زمان مورد نیاز برای روش شاهد (‏P4‎‏) و روش¬های خشکه¬کاری (‏P1‎‏ تا ‏‎(P3‎، به ترتیب 256.9، 1.20، 1.68 و 1.37‏ ساعت بر هکتار بود. بر خلاف روش خشکه¬کاری که متکی به ماشین است، در روش مرسوم ‏کشاورزان ناچار بودند برای کاشت به موقع مزرعۀ خود تعداد زیادی کارگر را با هزینه زیاد استخدام نمایند. در نتیجه در طول ‏یک روز کاری (10 ساعت)، سطح زیر کشت در روش¬های خشکه¬کاری (‏P1‎‏ تا ‏P3‎‏)، به ترتیب 9، 6.4 و 7.3 هکتار و در روش ‏شاهد (‏P4‎‏) 400 متر مربع بود. ‏ از نظر شاخص‌های زراعی (عملکرد و اجزای آن)، تفاوت بین مناطق خوزستان، اصفهان و گلستان به دلیل تفاوت زیاد ‏اقلیمی و تفاوت ارقام کاشته شده در این مناطق، بسیار معنی¬دار بود. از نظر عملکرد دانه، در خوزستان بین ارقام و روش¬های ‏کاشت تفاوت معنی¬دار وجود نداشت. بیشترین عملکرد دانه برای رقم¬های چمپا و هوازی به مقدار 4095 و 3974 کیلوگرم بر ‏هکتار در روش خشکه‏کاری روی پشته و برای رقم عنبوری به مقدار4070 کیلوگرم بر هکتار در روش خشکه‏کاری در بستر ‏مسطح به دست آمد. همچنین در روش نشاکاری مرسوم، بیشترین عملکرد دانه ارقام عنبوری، چمپا و هوازی به ترتیب ‏‏3808، 3667 و 2927 کیلوگرم بر هکتار بود. در اصفهان، تفاوت بین روش¬های کاشت از نظر همه شاخص¬¬های زراعی ‏‏(عملکرد و اجزای آن) بسیار معنی¬دار بود و بیشترین عملکرد دانه به مقدار 4000 کیلوگرم بر هکتار در روش مرسوم نشاکاری ‏با آبیاری غرقابی دائم به دست آمد. عملکرد شلتوک در روش¬های خشکه¬کاری ‏P1‎‏ تا ‏P3‎‏ نسبت به شاهد به ترتیب 56، 61 و ‏‏61 درصد کاهش یافت. در گلستان، بیشترین عملکرد دانه به مقدار 5238 کیلوگرم بر هکتار از روش مرسوم نشاکاری با ‏آبیاری غرقابی دائم به دست آمد، اما این شاخص در روش¬های خشکه¬کاری حدود 98 درصد کاهش یافت. در این استان، بر ‏خلاف روش مرسوم، در روش¬های خشکه¬کاری تابستانه تراکم بوته به دلیل کنترل ناکارآمد و رقابت شدید علف¬های هرز و ‏عملکرد دانه به دلیل کاشت دیر هنگام (1 تیرماه) و پوکی دانه¬ها در اثر برخورد مرحله¬ی پر شدن با سرد شدن هوا در مهرماه، ‏به شدت کاهش یافت.‏ نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر شاخص حجم آب آبیاری و بهره¬وری فیزیکی آن، بین مناطق مورد بررسی، ‏روش‌های کاشت در هر منطقه و سطوح اثر متقابل منطقه و روش کاشت برنج اختلاف بسیار معنی¬دار وجود داشت. در ‏خوزستان، حجم آب آبیاری در روش مرسوم نشاکاری با آبیاری غرقابی دائم 35221 مترمکعب بر هکتار بود، در حالی که این ‏شاخص در روش¬های خشکه¬کاری ‏P1‎‏ تا ‏P3‎‏ با دور آبیاری متناوب چهار روز در میان، نسبت به شاهد (‏P4‎‏) به ترتیب ‏34، ‏‏49 و 49 درصد کاهش یافت. در استان اصفهان، حجم آب مصرف شده در روش شاهد با انجام گلخرابی شدید 17883 ‏مترمکعب بر هکتار بود، در حالی که در روش¬های خشکه¬کاری ‏P1‎‏ تا ‏P3‎‏ (با دور آبیاری متناوب سه روز در میان)، مقدار این ‏شاخص نسبت به شاهد به ترتیب 57، 55 و 55 درصد افزایش یافت. بهره¬وری فیزیکی آب نیز در خوزستان، برای نشاکاری ‏مرسوم با آبیاری غرقابی دائم 0.10 کیلوگرم بر مترمکعب و برای تیمارهای خشکه¬کاری ‏P1‎‏ تا ‏P3‎‏ با آبیاری متناوب، به ترتیب ‏به 0.15، 0.23 و 0.20 کیلوگرم بر مترمکعب بود. اما در اصفهان بر خلاف خوزستان، بهره¬وری فیزیکی آب در روش مرسوم ‏حدود 0.22 بود و در روش¬های خشکه¬کاری بذر در زمین اصلی با 73 درصد کاهش به حدود 0.06 کیلوگرم بر مترمکعب ‏رسید. ‏ مقایسه اقتصادی روش¬های مختلف کاشت نیز نشان داد که برای تولید برنج در خوزستان، استفاده از رقم هوازی با روش ‏کاشت خشکه ‏کاری کپه ‏ای روی پشته و آبیاری متناوب، به دلیل ایجاد بیشترین درآمد خالص به مبلغ 19642981 تومان بر ‏هکتار (9.4 برابر روش نشاکاری مرسوم)، بیشترین نسبت درآمد به هزینه به میزان 2.62 و کمترین حجم آب آبیاری به ‏میزان 17800 متر مکعب بر هکتار (50 درصد کمتر از شاهد)، بهترین گزینه است. پس از آن کاشت رقم چمپا به صورت ‏خشکه¬کاری روی پشته با خطی¬کار همراه با آبیاری متناوب، به دلیل کسب درآمد خالص 19489750 تومان بر هکتار و ‏مصرف آب آبیاری به میزان 17849 متر معکب بر هکتار (49 درصد کمتر از روش مرسوم)، پیشنهاد می¬شود. در استان ‏اصفهان نیز برای رقم فیروزان، درآمد ناخالص کشاورزان در هر سه روش خشکه¬کاری ‏P1‎‏ تا ‏P3‎‏¬، حدود 50 درصد هزینه¬های ‏تولید بود که از نظر اقتصادی زیانده بوده و مردود است. به طور کلی، با وجود کسب درآمد خالص ‏16511725‏ تومان بر هکتار ‏و سود خالص 36 درصد در روش نشاکاری مرسوم با آبیاری غرقابی دائم، از دیدگاه ملی کاشت برنج در اصفهان به دلیل کمبود ‏منابع آب و بروز خشکسالی گسترده در سال¬های اخیر و مصرف بالای آب به میزان 17857 متر مکعب بر هکتار پیشنهاد ‏نمی¬شود. در استان گلستان نیز کاشت دیر هنگام رقم طارم به صورت خشکه¬کاری تابستانه در اواخر خرداد و اوایل تیرماه ‏‏(پس از خالی شدن مزرعه از محصول قبل)، به دلیل کاهش شدید تراکم بوته برنج در شرایط ناکارآمدی کنترل علف¬های هرز ‏و کاهش زیاد عملکرد شلتوک به دلیل برخورد مرحلۀ پر شدن دانه¬ها با سرد شدن هوا در مهرماه و پوک شدن دانه¬ها، پیشنهاد ‏نمی¬شود. ‏
: Conventional rice planting method (CRP) includes transplanting in poddled soil with ‎permanent flood irrigation method. This method consumes a lot of water, energy and ‎labor. In recent years, despite the lack of irrigation water and restrictions in most rice-‎rich areas of the country, the area under rice cultivation has increased due to high ‎economic income. One of the ways to reduce water consumption in rice production is ‎direct sowing of seeds in dry-bed conditions in the main land. This study was conducted ‎to select a suitable method for rice dirrect seeding in dry-bed condition (RDD) in ‎Golestan, Khuzestan, Isfahan and Golestan provinces for one year and in a randomized ‎complete block design with three replications. Six planting methods include: RDD in flat ‎bed with grain drill machine (P1), RDD on the ridge bed (P2), RDD on the ridge bed ‎with hill-drop seeding (P3), CRP or control (P4), RDD in flat bed with hill-drop seeding ‎‎(P5) and pot seedling cultivation on on the ridge bed (P6) in terms of index Economic, ‎technical, crop yield and water consumption were compared. P5 were excluded from the ‎experiment due to the unpreparedness of the special seeser and P6 treatment due to the ‎loss of all seedlings in the field (despite the immediate irrigation of the post from ‎transplanting). In Isfahan and Golestan, Firoozan and Tarom cultivars were cultivated, ‎respectively, and in Khuzestan, Champa, Anboury and Aerobic rice cultivars were ‎cultivated. Irrigation method was intermittent in RDD treatments and permanent ‎flooding in control treatment (P4). Seed consumption per hectare of main land in P1 and ‎P2 was 100 kg.ha-1, in P3 it was equal to 5 seeds per hill and For P4 (control) in ‎Khuzestan and Isfahan provinces were 40 and 100 kg.ha-1, respectively. In P3, P4 and ‎P5, the distance between seedlings (planting arrangement) was according to the ‎instructions provided by the Agricultural Research Center of that province. The ‎dimensions of each experimental plot were 10×4m. In addition to economic comparison ‎of treatments, indices of required time and field capacity of planting method, amount of ‎water consumption and productivity, number of sprouted plants per square meter, ‎percentage of seed germination, number of spikes per square meter, number of seeds per ‎spike, weight Thousand grains and paddy yield were measured. ‎ The results showed that the time required for P1 to P4 (control), were 1.2, 1.7, 1.4 ‎and 265.9 h.ha-1, respectively. In the RDD methods, farmers do the planting operation ‎by machine, but in the conventional method, farmers are forced to hire large numbers of ‎workers at a high cost to plant seedlings on time on their farm. During one working day ‎‎(10 h), in P1 to P3, 9.0, 6.4 and 7.3 hectares can be cultivated, respectively, while in the ‎conventional method of transplanting (P4) with effort and high cost only 400 m2 can be ‎cultivated. ‎ In terms of agronomic indices (yield and its components), the difference between ‎Khuzestan, Isfahan and Golestan regions was very significant due to large climatic ‎differences and differences in cultivars planted in these regions. In terms of grain yield, ‎there was no significant difference between cultivars and planting methods in ‎Khuzestan. The highest grain yield was obtained for Champa and aerobic cultivars at ‎‏4095 and 3974 kg/ha in P3 and for Anboury cultivar at 4070 kg.ha-1 in P1. Also, in the ‏conventional transplanting method, the highest grain yield of Anbouri, Champa and ‎aerobic cultivars were 3808, 3667 and 2927 kg.ha-1‎ ‎, respectively. In Isfahan, the ‎difference between planting methods in terms of all crop indices (yield and its ‎components) was very significant and the highest grain yield of 4000 kg.ha-1 was ‎obtained in the transplanting in poddled soil with permanent flood irrigation method ‎‎(CRP). Grain yield in RDD methods (P1 to P3) decreased by 56, 61 and 61%, ‎respectively, compared to the control. In Golestan, the highest grain yield of 5238 kg.ha-‎‏1 was obtained from the conventional transplanting method with permanent flood ‏irrigation, but this index was reduced by about 98% in RDD methods. In this province, ‎contrary to the conventional method, in rice planting in summer, plant density in RDD ‎methods decreased due to inefficient weed control and intense weed competition. Grain ‎yield was also severely reduced due to late sowing (July 1) and hollowing of the seeds ‎due to the collision of the filling stage with the cooling of the air in October. ‎ The results of this study showed that in terms of irrigation water volume index and ‎its physical productivity, there was a significant difference between the studied areas, ‎planting methods in each region and the levels of interaction between the region and rice ‎planting methods. In Khuzestan, the volume of irrigation water in conventional ‎transplanting method with permanent flood irrigation was 35221 m3.ha-1, while this ‎index for P1 to P3 RDD methods with intermittent irrigation cycle once every four days, ‎compared to control (P4) decreased by 34, 49 and 49%, respectively. In Isfahan ‎province, the volume of water used in the control treatment with severe poddling ‎conditions was 17883 m3.ha-1, while in the RDD methods P1 to P3 (with intermittent ‎irrigation cycle of three days in among), the volume of water consumed increased by 57, ‎‏55 and 55% compared to the control, respectively. Physical water productivity (FWP) in ‏Khuzestan was 0.10 kg.m3-1 for conventional planting method and 0.15, 0.23 and 0.20 ‎kg.m3-1 for RDD methods P1 to P3, respectively. But in Isfahan, unlike Khuzestan, ‎SWP in the CRP was about 0.22. This index in seed drying methods in the main land ‎decreased by 73% to about 0.06 kg.m3-1 and in the methods of RDD in the main land ‎decreased by 73% and reached about 0.06 kg.m3-1.‎ Economic comparison of different planting methods also showed that for rice ‎production in Khuzestan, the use of aerobic cultivar with RDD on the ridge bed with ‎hill-drop seeding and intermittent irrigation, due to the highest net income of 730 $.ha-1 ‎‎(9.4 times the conventional transplanting method), the highest income-to-cost ratio of ‎‏2.62 and the lowest volume of irrigation water at 17,800 m3.ha-1 (50% less than the ‏control) is the best option. After that, planting Champa cultivar by RDD on the ridge ‎bed method with intermittent irrigation, due to net income of 720 $.ha-1 and irrigation ‎water consumption of 17849 m3.ha-1 (49% less than the CRP), is suggested. In Isfahan ‎province, for Firoozan cultivar, the gross income of farmers in all three methods of RDD ‎methods (P1 to P3) was about 50% of production costs, which was economically ‎unprofitable and rejected. In general, Despite earning a net income of 610 $.ha-1 and a ‎net profit of 36% in the conventional transplanting method with permanent flood ‎irrigation, from a national perspective, due to lack of water resources and widespread ‎drought in recent years and high water consumption to 17857 cubic meters per hectare, ‎rice planting in Isfahan is not recommended. In Golestan province, late summer planting ‎of Tarom cultivar in RDD drying methods (after emptying the field from the previous ‎crop), due to severe reduction of rice plant density in conditions of inefficient weed ‎control and high reduction of grain yield due to coinciding with the grain filling stage ‎with the decrease in temperature in October and the emptying of the grains is ‎economically unprofitable and is not recommended.‎
آدرس ثابت

پیشنهاد خرید
پیوستها
Search result is zero
نظرسنجی